تفاوت میان «کوچ» و «منتور»چیست؟
اصطلاحات کوچینگ(coaching) و منتورینگ (mentoring) با شروع استارتآپها بیشتر مطرح شده اند و امروز در زمینه کسبوکار نیز استفاده میشوند و معمولا بهجای یکدیگر بهکار میروند. به همین دلیل در بسیاری از سازمانها، از یک منتور انتظار دارند مسوولیتهای کوچینگ را هم بهعهده بگیرد. اما بهرغم باور عموم این دو مقوله یعنی منتور و کوچ تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند. برای اینکه تفاوت میان این دو را بدانیم و از دستاوردهایی که هرکدام برای کسبوکارمان به ارمغان میآورند مطلع باشیم، باید ابتدا با مسوولیتهای مخصوص هر یک آشنا شویم.منتور کیست؟ به زبان ساده یک منتور کسی است که دانش، تخصص و مشاوره خود را به کسانی که تجربه کمتری دارند ارائه میدهد. منتور با بهرهگیری از تجربه و مهارتهای خود، کارمندانش را در مسیر درست هدایت میکند. یک منتور به کارمندان تازهکار برای یافتن فرصتهای رشد حرفهای، بهدست آوردن اعتماد بهنفس و بهبود مهارتهای فردی کمک میکند. این کمک و حمایت بر اساس تجربهها و آموختههای شخصی منتور است که باعث جلب اطمینان بیشتر از جانب کارمندان خواهد شد.

منتورینگ و کوچینگ
معمولا منتورها افرادی هستند که در زمینهی خاصی تخصص دارند (مثلا تجارت) و در کار خود به یک بینش و خرد رسیدهاند و همزمان که تجربیات تخصصی را آزادانه بهاشتراک میگذارند، روی منش و بینش فرد هم تاثیرگذار هستند. ما در گذشته این نقش را در بازار سنتی ایران زیاد میدیدم. افرادی که بهاصطلاح اوستای کاری بودهاند و به شاگردهای خود هم اصول کار را یاد میدادند و هم منش انجام کار را.
در کوچینگ بیشتر تمرکز بر روی تقویت یک یا چند شایستگی فردی است و یک رابطه حمایتی است برای اینکه فرد تحت کوچینگ با کیفیت بالاتری کار کند و به هدف مشخصی که تعریف شده برسد. بنابراین کوچها معمولا روی قابلیتهای فردی افراد و نگاهشان به مسائل کار میکنند و کمک میکنند تا این قابلیتها پرورش پیدا کنند و تغییری پایدار در فرد شکل بگیرد. معمولا در کوچینگ یک تعهد بین کوچ و کوچی شکل میگیرد و هدفی مشخص میشود در حالیکه در منتورینگ این رابطه آزادانهتر تعریف میشود و الزاما ممکن است منجر به رسیدن به هدف خاصی نشود بلکه هر جلسه از گفتگو و ارتباط خودش تاثیر ویژه و مشخصی میتواند داشته باشد.
کوچینگ گرایشهای مختلفی دارد. مثلا کوچینگ رهبری، کوچینگ زندگی، کوچینگ کارایی، کوچینگ شغلی و …
وظایف یک منتور چیست؟
همانطور که گفته شد، یک منتور کسبوکار با توجه به رشد حرفهای و توسعه مهارتهای بین فردی و متقابل کارمندان تازه کارش، از آنها حمایت و پشتیبانی میکند و بهویژه او کمک میکند تا این کارمندان گزینهها و انتخابهای حرفهای خود را کشف کنند، اهداف توسعه را تعیین کنند، ارتباطات جدید ایجاد کنند و منابع را به خوبی شناسایی کنند. در این روش، یک منتور به عنوان الگو و مشاوری حرفهای برای کارمندان عمل میکند. نقش یک منتور بر اساس نیازهای متغیر کارمندان تازهکار در طول زمان، تکامل پیدا میکند. در اغلب موارد، روابط منتورینگ غیررسمی است، درحالیکه چنین روابطی هرازچندگاهی میتواند رسمیتر باشد. در روابط منتورینگ رسمی، منتورها روشهای از پیش تعیین شده و ساختاریافتهای را برای تعیین و تنظیم انتظارات واقعبینانه، بهدست آوردن و افزایش منافع متقابل و ارتقای کیفیت کارمندان دنبال میکنند.منتورهای خوب همیشه تمایل دارند تا مهارتها و دانش خود را با کارمندان جوان به اشتراک بگذارند و از آنجایی که آنها هم مانند کارمندان تازهکار با همین چالشها مواجه شدهاند، میتوانند با همدلی بیشتر با نیازهای آنان برخورد کنند. منتورها برای الهام بخشی و ایجاد اطمینان و اعتماد در عملکرد خود، نگرش مثبت و تمایل به مقابله با مشکلات را دارند. این ویژگی به آنها کمک میکند که با کارمندان جوان در مورد اهداف و دغدغههای حرفهای راحتتر بحث کنند.از دیدگاه کسبوکار، منتورها به کارمندان در بالا بردن اعتماد بهنفس، توسعه مهارتها و افزایش اعتبار آنها کمک میکنند و کارمندانی که دارای اعتماد بهنفس و رضایتمندی هستند، سازمان را به جلو هدایت میکنند و به همین دلیل کسبوکارها در حال حاضر تمرکز خود را بر شناسایی برنامههای منتورینگ صحیح، راهبردی و حمایتی قرار دادهاند.

کوچ کیست؟
کوچ بر مهارتهای خاص و اهداف توسعه یافته تمرکز دارد؛ او این کار را با تجزیه این مهارتها و اهداف به وظایف و کارهای مشخص در یک دوره زمانی مشخص انجام میدهد که درنتیجه با انجام این کار و برای روشن ساختن چشمانداز پیشرفت کسبوکار، به رشد آن کمک میکند. شناسایی و اولویتبندی اهداف برای بسیاری از کسبوکارها یک چالش بزرگ محسوب میشود. کوچ با کمک به کسبوکارها برای اولویتبندی اهدافشان بر اساس اهمیت آنها با این چالشها مقابله میکند. آنها به دنبال یک روش نظاممند و رسمیتر برای حل و فصل مسائل و مدیریت جنبههای خاص کسبوکار هستند.
وظیفه یک کوچ چیست؟


یک کوچ خوب بر تعیین اهداف، اولویتبندی آنها و انتخاب راه درست برای رسیدن به آنها تمرکز میکند. به این ترتیب او کمک میکند تا کسبوکارها بیشتر پاسخگو، هدفمحور و رقابتی باشند. او همچنین جنبههای مختلفی از یک کسبوکار موفق و در حال اجرا؛ ازجمله اهداف فروش، استراتژیهای بازاریابی، مهارتهای ارتباطی، ایجاد و ساخت تیم، رهبری و... را پوشش میدهد. کوچها کسبوکارها را بهگونهای فراگیر ارزیابی میکنند و با این کار به تنظیم طرح، تعیین اهداف و شناسایی مراحل مورد نیاز برای رسیدن به نتایج موردنظر میپردازند. یک کوچ کسبوکار وضع موجود را به چالش میکشد و کسبوکارها را وادار میکند تا نگاه دقیقتری به رویکردها، روشها و تصمیمات خود داشته باشند. به این ترتیب چشمانداز تازهای برای استراتژیها و اهداف کسبوکار ترسیم میکنند و در ازای مطرح کردن سوالات سادهای در زمینه چگونگی اجرا و روند کارها، سازمان را به اتخاذ استراتژیهای مناسب رشدشان هدایت میکند.یک کوچ با هدایت کسبوکارها در مسیر صحیح، در جهت حصول موفقیت آن کمک میکند. اغلب کسبوکارها دچار فقدان چشمانداز اهداف موردانتظار هستند و در طی کردن مراحلی که آنها را به موفقیت میرساند دچار خطا میشوند، اما یک کوچ شفافیت لازم برای دستیابی به این چشمانداز را فراهم میکند. آنها ایدههای موجود را مورد تردید و پرسش قرار میدهند و کسبوکار را به مسیر اصلی برمیگردانند.
تفاوتهای بین این دو مقوله
منتورینگ یک فرایند طولانی مدت و براساس اعتماد و احترام متقابل است اما کوچینگ یک فرایند کوتاهمدت است.منتورینگ بر ایجاد یک ارتباط غیررسمی بین منتور و کارمند تازهکار متمرکز است، در حالی که کوچینگ یک رویکرد ساختاریافتهتر و رسمی را دنبال میکند.یک منتور کسبوکار دارای تجربههای مهمی است که به درآمدزایی کارمند تازهکار منتهی میشود، اما یک کوچ، کسبوکار تجربهها و عملکردهای سازمان را مورد تحلیل و پرسش قرار میدهد. اولویت منتور، کمک به توسعه مهارتهای کارمند در فعالیتهای فعلی و عملکردهای آتی آن است، اما اولویت کوچ بهبود عملکرد و کارایی فعلی و تاثیرگذاری در عملکردهای زمان حال است.منتورها و کوچها از راههای متفاوت میتوانند در بهبود و سودمندی کسبوکارها نقش داشته باشند و برای حصول این امر، کسب و کارها نیاز به شفافیت اولویتها و نوع حمایتهای موردنیازشان دارند. کسبوکارهای کوچک بهواسطه حمایتهای صحیح و بجا سازندهتر، سودآور و رقابتیتر خواهند بود. باید توجه داشت که بهتر است بدون اینکه گرفتار تفاوت تعاریف بشویم روی این موضوع اصلی متمرکز باشیم، برای رشد در هرکاری همواره نیاز به کمک گرفتن از افراد باتجربه هست.

چه نکاتی در منتورینگ و کوچینگ مهم است؟
کسی که در جایگاه هدایتگر قرار میگیرد به چند شایستگی مهم نیاز دارد. اول وجود تخصص در آن کار است. این تخصص برای منتورها در حرفهی خودشان تعریف میشود و برای کوچها خود تخصص کوچینگ مورد نظر است. اما چه در کوچینگ و چه در منتورینگ قدرت هدایت با پرسش و حمایت در مسیر دو قابلیت مهم است که باید افراد به آن آگاه باشند. اگر قرار است شخصی رشد کند و رشدش پایدار باشد، صرفا در اختیار گذاشتن پاسخهای آماده و مسکنهای مقطعی به آن فرد کمک نمیکند که باعث شکلگیری وابستگی آسیبزنندهای هم میشود. مهمترین هنر کوچ و منتور ایجاد پرسش و حمایت از مراجع در مسیر برای یافتن پاسخ باید باشد. بنابراین نه کوچ و نه منتور بهتر است خودش را در جایگاه دانای کل قرار ندهد و صرفا غذای آماده ارائه ندهد و کمک کند فرد در طول مسیر قابلیتهای خود را افزایش دهد.
حمایت هم در این روابط یعنی در دسترس بودن، نشان دادن نشانهها، گوش دادن موثر و فراتر از آن درک مراجع و همدلی با او بهشکلی که مراجع درک کند که میتواند در فضایی امن با مربی خود گفتگو کند. مسئله مهم دیگری که منتورها و کوچها باید به آن توجه ویژهای داشته باشند صادقانه حضور داشتن در جلسات و صادقانه بازخورد دادن است. در واقع ممکن است گفتگوی صادقانه گاهی دردناک باشد اما این هنر یک منتور و کوچ است که همواره که صادقانه گفتگو میکند، جایگاه حمایتی خود را هم حفظ کند و بتواند مثبتترین تاثیر ممکن را بر مراجع خود بگذارد.

ابتدا حرف آخر
در دنیا بحثهای زیادی بین تفاوت منتورینگ و کوچینگ مطرح شده و مقالات زیادی در اینخصوص نوشته شده و این موضوع قبل از اینکه وارد فضای استارتاپی شود از سالهای قبل در دنیا مطرح بوده. اما حرف آخر را اول بزنم. بهنظرم در این مقطع نیازی نیست گرفتار تفاوت تعاریف بشویم و بهتر است روی موضوع اصلی متمرکز باشیم. برای رشد در هرکاری همواره نیاز به کمک گرفتن به افرادی با تجربه هست که در سه جنبه ما کمک کنند:
اول نیاز است تا تجربه در زمینه کار تخصصی یا روالهای عمومی کار را بهدست آوریم. مثلا ریزهکاریهای درباره بازاریابی، مدل کسب و کار، نوع تحلیل بازار و یا حتی روشهای ثبت شرکت و تقسیم و سهم و …
مسئله بعدی نگاه، رویکرد و منش ما در کاری که انجام میدهیم است. مثلا فردی با تجربهتر به ما کمک کند که چطور منابع انسانی را مدیریت کنیم. چطور اعتبار بسازیم، چطور خطاهایمان را ببینیم و درس بگیریم.
و سوم برای انجام بهینه امور نیاز است تا شایستگیهایی در ما تقویت شود تا با کیفیت بهتری کار کنیم و به اهداف برسیم. مثل انگیزه، هدفگذاری، شناخت تواناییها و ضعفها و …
این سه جنبه از آموزش لازمه موفقیت در هر کاری است و هیچکدام هم سرکلاس درس بهدست نمیآید. یعنی شما مادامی که درگیر پیشبرد کارها هستید با مسائل و پرسشهایی روبرو میشوید که نیاز دارید از افراد با تجربهتر کمک بگیرید و این یک الزام در پیشبرد کسب و کار است. بنابراین فرای تعریفها بهتر است افرادی را بهعنوان منتور یا کوچ کنار خودتان داشته باشید.
آیا در هر مقطع زمانی ققط باید یک منتور یا کوچ داشت؟
در هر مقطع زمانی بسته به موضوع مهم برای مراجع، او میتواند یک یا چند منتور در زمینههای مختلف داشته باشد. مثلا یک منتور برای بازاریابی، یک منتور طراحی خدمات و … اما در کوچینگ چون تمرکز بیشتر روی شایستگیهای فردی است معمولا باید در هر مقطع زمانی فقط با یک کوچ کار کرد. بنابراین در زمینههای تخصصی میتوان مربیهای مختلف داشت اما در زمینه رشد فردی، افزایش کارایی و شناخت تواناییها و ضعفها بهتر است در هر مقطع زمانی با یک کوچ کار را ادامه داد.

آیا کوچینگ و منتورینگ شغل است؟
در تمام دنیا کوچینگ بهعنوان یک عنوان شغلی پذیرفته شده است و کوچها با توجه به گرایشهایی که دارند یا بهشکل مستقل فعالیت میکنند یا با یک سازمان همکاری میکنند.
اما منتورینگ معمولا به دو صورت رسمی و غیر رسمی شناخته میشود. منتورینگ رسمی یک برنامه از پیش طراحی شده سازمانی است که برای افزایش ارتقاء کیفیت کارکرد پرسنل یک شرکت با استفاده از بهاشتراکگذاری و هدایت کارکنان باتجربه تعریف میشود و مشخصا از سمت سازمان حمایت و هدایت میشود. منتورینگ غیر رسمی شاید همواره برای هرکدام از اما تفاق میافتد و تکرار میشود به این صورت که معمولا هرشخصی افراد با تجربهای را میشناسد که پرسشهایش را پیش او میبرد و این فرمی از منتورینگ غیر رسمی است که هم در سازمانها اتفاق میافتد و هم خارج از سازمانها در انجمنها و گروههای تخصصی.
در حوزه استارتاپ معمولا منتورها با چند انگیزه فعالیت میکنند. اولا اگر افراد با تجربهای باشند که خودشان مسیری را طی کرده باشند براساس مسئولیتهای اجتماعی و باورهای خودشان تصمیم میگیرند که با حمایت از نیروهای جوان به فضای کسب و کار کشورشان کمک کنند. عدهی دیگری از طرف یک سازمان یا مثلا سرمایهگذار استخدام میشوند تا گروهها را هدایت کنند و عدهای دیگر هم منتورینگ را بهعنوان سرمایهگذاری بر روی یک کسب و کار نوپا میبینند و سهمی از آن کسب و کار را در ازای زمانی که صرف میکنند دریافت میکنند.

من به کوچ نیاز دارم یا منتور؟
شاید بهتر است بگوییم هر دو. تمرکز کوچ بر روی شایستگیهای شماست و تمرکز منتور بر روی تخصص و خرد کاری. حداقل من با استانداردی آشنا نیستم که بگوید در چه شرایطی باید کدام را انتخاب کرد و واقعیت اینست که در عمل مرز بین منتور و کوچ بسیار کمرنگ میشود. مثلا اگر منتوری بر اصول کوچینگ آگاه باشد میتواند همزمان هر دو نقش را بازی کند یا شاید کوچی براساس تجربیاتش در صنعتی خاص بتواند منتور هم باشد. بنابراین سخت است که مرزی قائل شد. اما شاید بهصورت کلی بتوان گفت برای شروع یک کسب و کار نقش منتور پررنگ میتواند باشد و برای ادامه دادن کسب و کار نقش کوچ موثرتر میشود.

شما برای استفاده از خدمات منتورینگ و کوچینگ باید هزینه کنید و زمان حداقل هزینهای است که باید پرداخت کنید. در منتورینگ غیررسمی یا رسمی سازمانی معمولا مناسبات مالی تعریف نمیشود اما خدمات کوچینگ و حتی منتورینگ در هیچکجای دنیا جزو خدمات ارزان نیست و دلیلش هم واضح است شما چیزی را قرار است بهدست آورید که بهتنهایی با صرف زمان و آزمون و خطای بیشتری باید بهش برسید.
موضوعات مرتبط: کسب و کار - ...Bus ، مفاهیم و اصول مدیریت - Man
برچسبها: Man , Bus
